بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است

متن مرتبط با «من به خدا پناه می برم» در سایت بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است نوشته شده است

به من پناه بده حسین جان

  • نیلوبلاگ

    این روزا هرباری که میرم هیئت به خودم میگم دیگه امشب میخرنت و تو هم میری.. دلم میخواد پسر بودم، وسایلمو یه شب جمع میکردم و میرفتم سوریه. خب آقا جان من چیکار کنم؟ به خدا اگر بهتر از تو پیدا می کردم می رفتم..ولی به خدا قسم که تو بهترینی. اگر دست رد به سینه ی من بزنی برای خودت بد تموم میشه.من که دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم، همه میگن اربابش راهش نداد.وگرنه تو آلوده بودن من که کسی شکی نداره. بخر منو.شاید یه روزی به کارِت اومدم.شاید شد روی منم حساب کنی.. ...

    ادامه مطلب
  • کمتر از آهو که نیستم،میشه ضامنم بشی؟

  • نیلوبلاگ

    دوسه روزه که همه کارهای وام رو کردم فقط مونده بوددثبت اطلاعات ضامن.گفته بودن باید ضامن بگیرم.. حوالی شش بود که رسیدم خونه.نه فرصت داشتم یکم بخوابم پاشم کارمو انجام بدم نه توان داشتم برم سراغ پروژه م.سجاده مو باز کردم و نشستم.اولش فقط چادرمو کشیدم رو سرم و حرفی نداشتم.بعد نماز مغرب یه دور صلوات فرستادم هدیه به اقا امام حسین به نیت رد مظالم..بغضی که نزدیک بیست و یک روز تو گلوم بود شکست.اشکم روی تسبیح بیشتر بوی تربت رو به مشامم اورد.همون موقع از تو حال بابا کانال تلوزیون رو عوض کرد.اولای صلوات خاصه ی آقا بود که دلم لرزید.یادم افتاد باید ضامن بگیرم. بیا و ض...

    ادامه مطلب
  • از کفر من تا دین ِ تو راهی به جز تردید نیست

  • نیلوبلاگ

    میترسم که نیای. میترسم که بیای. میترسم که دیر بیای. میترسم که دیگه نیای. میترسم که همینجوری بمونه همه چی. میترسم.من همیشه از ساختمون های نیمه کاره میترسیدم. میترسم.من همیشه از نیمه رهاکردن میترسم. نیمه کاره رها نکن چیزی رو. جرات کن و تمومش کن. خرابش کن بسازش اما نیمه کاره ولش نکن...

    ادامه مطلب
  • ما را خــراب و زیــر و زبــر میکنی..مَــکن

  • نیلوبلاگ

    آدم که نباید احساساتی باشه..اینکه شام غریبان بری مسجد و یه جانماز برداری و خیلی اتفاقی یه تسبیح آبی,شبیه همون تسبیح تو جانماز باشه که نشد دلیل برای تو فاطمه جانم! اینکه چند دقیقه قبل اینکه شهید مدافع حرم رو بیارن تو خانما و تو دست نفر بغلیتو گرفتی که زیر تابوت رو بگیرید و شهید رو بیارید داخل, دستت بخوره به تسبیحی که دور دستش پیچیده, شبیه همون تسبیح, که نشد منطق دخترجان.. این که بشینی برای خودت هزار و یک دلیل الکی بیاری و خواب های عجیب غریب ببینی که نشد حجت برای تو این که همه ی این حرف ها رو از سر حیا بهش نمیگی و نمیزاری که بفهمه باعث نمیشه خدا بهت نگاه کنه و...

    ادامه مطلب
  • امشب تولد منه اما تو نیستی..

  • نیلوبلاگ

    بیست و دو سالم شد....

    ادامه مطلب
  • مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

  • نیلوبلاگ

    واقعا در به در یه نشونه ام ازت. با هر اتفاقی میلرزم به خودم. داره جونم تموم میشه داره صبرم تموم میشه نشونه درست و درمون میخوام ازت.لطفا....

    ادامه مطلب
  • دل نخواهم, جان نخواهم, آنِ من کو آنِ من؟

  • نیلوبلاگ

    چند روز دیگه بیست و دو سالگی م کامل میشه اونوقت یه هفته ست نصف شب ها از خواب میپرم و بالش و پتومو جمع میکنم میرم اتاق مامان بابام میخوام! واقعا چرا من باید چنین خواب هایی ببینم؟چرا هرروز صبح که بلند میشم انقدر تو خواب جیغ زدم صدام گرفته و سمت چپ بدنم کاملا بی حسه؟واقعا نمیدونم داره چه بلایی سرم میاد..کاش میشد به مادرم بگم این حال ِ عجیبم به خاطر فشار درس و سختی ترجمه کتاب 800 صفحه ای لاتین نیست.. کاش میشد آدرس اینجا رو بدم مادرم که بخونه. + نمیدونه آخرین دلخوشیم رو هم گرفته ازم..نمیدونه..هیچی نمیدونه./...

    ادامه مطلب
  • آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد..

  • نیلوبلاگ

    مجبورم از دور نگاهت کنم..مجبورم آروم و بی صدا حرفاتو بخونم و بغضمو درسته قورت بدم.مجبورم دور و برت باشم و نذارم که ببینیم. مجبورم نگاه کنم عاشقانه هاتو تو با یکی که من نیستم. میگن شراب بده..منم قبول دارم..اما این نیاز تخدیری لعنتی تو جون همه ما هست..بعضی وقتا میخوای مستِ مست باشی..اونقدر که هیچی..هیچی ازین دنیا نفهمی.بی غمِ بی غم./ ...

    ادامه مطلب
  • قسم به نام مولا

  • نیلوبلاگ

    هرشبی که حس میکنم به خدا نزدیک ترم؛هر شبی که حس میکنم خدا محکم تر دستامو میگیره از تو یه نشونی پیدا میشه..میدونی شایدم یه روزی برسه که دیگه نخوامت..این چیزیه که خودمم ازش میترسم..میترسم انقدر صبر کنم که آخرش دیگه فراموشت کنم..میترسم ازینکه انقدر ازت بی خبرم.کاش تو هم یه چیزی برام بنویسی.یه خط.بگی بمونم یا برم..خستم شازده..بیا بهم عیدی بده..خبر بده....

    ادامه مطلب
  • بین جماعتی که مرا سنگ میزنند/میبینمت،برای تماشا خوش آمدی

  • نیلوبلاگ

    دست خالی و روسیاهم..افتادم تو خیل آدمایی که با اعتقاد من باچادر من دشمن شدن..گیر کردم بین جماعتی که منو نمیفهمن..منم اونا رو..تا کی من انقدر دست خالی بمونم خدا؟چرا منو گذاشتی رو حالت میوت تا صدامو نشنوی؟من کجا برم اگر منو نخوای؟من درد دارم خدا...چند ساله این درد لعنتی داره میپیچه توی جونم..خدا منم..فاطمه..کسی که از هر خیابونی رد میشه دلش میخواد ماشین بزنتش و بمیره..بس که کم آورده..خب یه نگاهی..یه لبخندی..یه پیامی.. + تو هم که نیستی..تو هم که لعنتی همیشه نیستی.....

    ادامه مطلب
  • کریم کاری به جز جود و کرم نداره..

  • نیلوبلاگ

    عجیب حال و هوام امام حسنی شده...عجیب غربت گرفته منو.. بند بند وجودم از هم پاشیده..مثلا فرضم کن دونه های تسبیح که نخش پوسیده...فرضم کن...یه قاصدک که فوت شده و رفته هوا... + تو رو قسم به جد سادات؛ اگر اینجا رو میبینی بیا...بیا کمکم باش..بیا بشین پای حرفای من....

    ادامه مطلب
  • سر می خم سلامت , اگرم شکست سبویی

  • نیلوبلاگ

    قسم به همون لحظه ای که از روی تخت پا شدم و روبه روی دکتر نشستم, قسم به همون لحظه ایی که مادرم اومد تو اتاق و رنگ از صورتش رفته بود ..از همون لحظه یا یکم بعد ترش که کلمه ی ترسناکش توی سرم پیچیده بود تا همین الان که دارم سعی میکنم چاووشی گوش کنم و حالمو عوض کنم من یه آدم دیگه شدم. یه آدم دیگه که داره توی نت درباره ی اسم ترسناک یه غول سرچ میکنه که بفهممه چجوری میشه شکستش داد؟ چجوری میشه به این اسم گنده غلبه کرد از سین اولش تا نون آخرش رو کند و ریز ریز کرد و انداخت دور. که دیگه طرف هیچکس نیاد.هیچکس به پریسا گفتم دیگه اینجا رو نخونه.دوست ندارم دیگه هیچ آدمی که منو...

    ادامه مطلب
  • ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

  • نیلوبلاگ

    دوهفته دیگه وقت دکتر دارم...هر روز که میگذره به زندگی جدی تر نگاه میکنم..ب همه خوبی ها و بدی هاش واقعا دلم میخواد فرصت زندگی داشته باشم..فرصت جبران.فرصت تلاش. کاش بهم وقت اضافه بدی خدا.کاش رحم کنی بهم و زندگی مو یه طور دیگه رقم بزنی.سعی میکنم لیاقتمو تو این دو هفته نشون بدم.....

    ادامه مطلب
  • من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام

  • نیلوبلاگ

    شاید این آخرین تلاش های یک آدم درمونده باشه.امشب گذرم افتاد منیریه..هی چند دفعه خیابون ها رو دور زدم..عین یه مادر که بچه ش رو گم کرده باشه اطرافمو خوب میپاییدم...گفتم شاید تو هم به سرت زد یازده شب از خونه بزنی بیرون و بیای اونجایی که دقیقا من اومده بودم..میبینی شازده؟حماقت تا کجا؟!!! بخند...بیشتر بخند شازده.خندیدنم داره خب...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    من به کویت پناه آوردم | من به خدا پناه می برم | کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی | دانلود کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی | آهنگ کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی | دانلود آهنگ کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی | از کفر من تا دین تو | از کفر من تا دین تو مولانا | از کفر من تا دین تو راهی | از کفر من تا دین تو شاعر