بعد از تو ویرانی براینجا سایه افکند.
این مسیر خسته کننده دانشگاه و صف های طولانی بی آرتی فقط برام یه لذت داره اونم اینه که میتونم هندزفری بزارم تو گوشم و با همه ی وجودم هرچی که میخوام گوش کنم.معمولا بعد ازدهه اول به ترتیبی که دلم مشخص میکنه هرروز رو به یک نفر توسل میکنم و روضه شون رو گوش میکنم..مثلا امروز روز ابالفضل (ع)بود.به اینجای شعر که رسیدم نگاهم افتاده بود به شلوغ ترین جای شهر.به بی رحم ترین زاویه ی شهر..ما بعد تو ویرانیم عباس. ما از همان وقتی که نام و مرامت را از یاد بردیم ویران شدیم..به خیمه های نیمه سوخته ی ما هم سری بزن. ما هم تشنه ایم عباس. تشنه ی مرام و معرفتی که این روزها نداریمش.
+ شاید فردا را بگذارم برای امام هادی. به هدایتش؛ به دستان پر عطیه ش سخت محتاجم..
برچسب: یا قمر العشیره,يا قمر العشيرة,
نویسنده: یوسف حبیبی