دلم میخواد پسر بودم، وسایلمو یه شب جمع میکردم و میرفتم سوریه.
خب آقا جان من چیکار کنم؟ به خدا اگر بهتر از تو پیدا می کردم می رفتم..ولی به خدا قسم که تو بهترینی.
اگر دست رد به سینه ی من بزنی برای خودت بد تموم میشه.من که دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم، همه میگن اربابش راهش نداد.وگرنه تو آلوده بودن من که کسی شکی نداره.
بخر منو.شاید یه روزی به کارِت اومدم.شاید شد روی منم حساب کنی..
برچسب: من به کویت پناه آوردم,من به خدا پناه می برم,
نویسنده: یوسف حبیبی