شاید این آخرین تلاش های یک آدم درمونده باشه.امشب گذرم افتاد
منیریه..هی چند دفعه خیابون ها رو دور زدم..عین یه مادر که بچه ش رو گم کرده باشه اطرافمو خوب میپاییدم...گفتم شاید تو هم به سرت زد یازده شب از خونه بزنی بیرون و بیای اونجایی که دقیقا من اومده بودم..میبینی شازده؟حماقت تا کجا؟!!! بخند...بیشتر بخند شازده.خندیدنم داره خب بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است...
ما را در سایت بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است دنبال میکنید
برچسب: من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 8:32