شاید این آخرین تلاش های یک آدم درمونده باشه.امشب گذرم افتاد
منیریه..هی چند دفعه خیابون ها رو دور زدم..عین یه مادر که بچه ش رو گم کرده باشه اطرافمو خوب میپاییدم...گفتم شاید تو هم به سرت زد یازده شب از خونه بزنی بیرون و بیای اونجایی که دقیقا من اومده بودم..میبینی شازده؟حماقت تا کجا؟!!! بخند...بیشتر بخند شازده.خندیدنم داره خب
برچسب: من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام,
نویسنده: یوسف حبیبی
تاريخ: شنبه
20 شهريور
1395 ساعت: 8:32