خرید بک لینک
این روزا هرباری که میرم هیئت به خودم میگم دیگه امشب میخرنت و تو هم میری..

دلم میخواد پسر بودم، وسایلمو یه شب جمع میکردم و میرفتم سوریه.

خب آقا جان من چیکار کنم؟ به خدا اگر بهتر از تو پیدا می کردم می رفتم..ولی به خدا قسم که تو بهترینی.

اگر دست رد به سینه ی من بزنی برای خودت بد تموم میشه.من که دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم، همه میگن اربابش راهش نداد.وگرنه تو آلوده بودن من که کسی شکی نداره.

بخر منو.شاید یه روزی به کارِت اومدم.شاید شد روی منم حساب کنی..

برچسب: من به کویت پناه آوردم,من به خدا پناه می برم, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 5:58

این دردهای عمیق زندگیم یه چیزیُ برام هدیه آورده..اونم اینه ک یاد گرفتم خودم حال بد خودمو خوب کنم.میام اینجا فقط حال بدمو مینویسم میرم.اما اگر نشونی از من میخواید باید بگم اون دختر سرزنده ای که تو خیابون همیشه لبخند رو لبشه منم.اونی که اگر بهش تنه بزنی یا حقشو تو صف تاکسی بگیری فقط نگاهت میکنه و میخنده منم. اونی که در حقش ناعدالتی میشه و دم نمیزنه.دلشُ میشکونن اما خم به ابرو نمیاره منم.نه! من از خودم تعریف نمیکنم..اینا هنر من نیست..اینا اثرات وضعی اون حال بده که انقدر به کسی نگفتم تو جونم حل شده.ادامه مطلب

برچسب: صد و سیما,صداوسیما,سیصد و شونزده,سایت صد و سیما,مار صد و سی تنی, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 5:57

تو سرازیری قبرم انگار. دهنم رو با پارچه ی سفیدی بستن که من جیغ نزنم از ترس زنده به گور شدن دست و پاهام ُ انقدر محکم بهم بستن که فکر کنم استخونش ترک برداشته. چشمامُ به زور بستم که دیگه انقدر گریه نکنم.میترسم همین سویی هم که داره بره. اما چرا نمی میرم؟ چرا از هجوم این همه ترس خلاص نمیشم؟ هرروز بیشتر حس میکنم ماهیچه های دور قلبم آب میشن و رگ هاش بسته تر. هر روز بیشتر از روز قبل میمیرم # میگفت که : یه دور تسبیح تربت بردار و هدیه کن به امام هادی.آروم میشی. ولی نشدم.دیشب یه گوشه ی هیئت نشستم و برای آوارگی هام زار زدم اما پناهم ندادن. بی پناهم.ادامه مطلب

برچسب: یا غیاث المستغیثین,یا غیاث المستغیثین یعنی چه,یا غیاث المستغیثین اغثنی,یا غیاث المستغیثین معنی,يا غياث المستغيثين,يا غياث المستغيثين اغثني,يا غياث المستغيثين دعاء كميل,يا غياث المستغيثين أغثنا,ذکر یا غیاث المستغیثین,معنی یا غیاث المستغیثین چیست, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 23:58

{ مِن بعدِک حَـلََ هنا الدََمارُ } بعد از تو ویرانی براینجا سایه افکند. این مسیر خسته کننده دانشگاه و صف های طولانی بی آرتی فقط برام یه لذت داره اونم اینه که میتونم هندزفری بزارم تو گوشم و با همه ی وجودم هرچی که میخوام گوش کنم.معمولا بعد ازدهه اول به ترتیبی که دلم مشخص میکنه هرروز رو به یک نفر توسل میکنم و روضه شون رو گوش میکنم..مثلا امروز روز ابالفضل (ع)بود.به اینجای شعر که رسیدم نگاهم افتاده بود به شلوغ ترین جای شهر.به بی رحم ترین زاویه ی شهر..ما بعد تو ویرانیم عباس. ما از همان وقتی که نام و مرامت را از یاد بردیم ویران شدیم..به خیمه های نیمه سوخته ی ما هم سرادامه مطلب

برچسب: یا قمر العشیره,يا قمر العشيرة, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 14:08

دوسه روزه که همه کارهای وام رو کردم فقط مونده بوددثبت اطلاعات ضامن.گفته بودن باید ضامن بگیرم.. حوالی شش بود که رسیدم خونه.نه فرصت داشتم یکم بخوابم پاشم کارمو انجام بدم نه توان داشتم برم سراغ پروژه م.سجاده مو باز کردم و نشستم.اولش فقط چادرمو کشیدم رو سرم و حرفی نداشتم.بعد نماز مغرب یه دور صلوات فرستادم هدیه به اقا امام حسین به نیت رد مظالم..بغضی که نزدیک بیست و یک روز تو گلوم بود شکست.اشکم روی تسبیح بیشتر بوی تربت رو به مشامم اورد.همون موقع از تو حال بابا کانال تلوزیون رو عوض کرد.اولای صلوات خاصه ی آقا بود که دلم لرزید.یادم افتاد باید ضامن بگیرم. بیا و ضادامه مطلب

برچسب: کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی,دانلود کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی,آهنگ کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی,دانلود آهنگ کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 14:07

آقا جان !سرت سلامت..من که میمیرم براتون ارباب جان.درد دارم.دردی دارم که نمیدونم ار کجا اومده.نمیدونم این فشار روی قلبم از چیه.نمیدونم اینکه از صبح که پاشدم چرا اسمتون اومده روی لبام و اشک از چشممام بند نمیاد.من نمیدونم چرا پریشونم.اما میدونم درمونش شمایی.درمونش یه گوشه ی چشم شماست ارباب مهربونم.درمونش یه برات کربلاس به امضای حسین ابن علی..

برچسب: ای که مرا خوانده ای,ای که عشق مرا ناگفته میدانی,ای که میبینی مرا گوشه نشین,ای که میبینی مرا با پشت خم,ای که مرا خوانده ای راه,ای که مرا خوانده ای علیمی,اي كه مرا خوانده اي,ای که مرا خوانده ای جواد مقدم,ای که مرا نوشته ای, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 16:55

میترسم که نیای.

میترسم که بیای.

میترسم که دیر بیای.

میترسم که دیگه نیای.

میترسم که همینجوری بمونه همه چی.

میترسم.من همیشه از ساختمون های نیمه کاره میترسیدم.

میترسم.من همیشه از نیمه رهاکردن میترسم.

نیمه کاره رها نکن چیزی رو. جرات کن و تمومش کن.

خرابش کن

بسازش

اما نیمه کاره ولش نکن

برچسب: از کفر من تا دین تو,از کفر من تا دین تو مولانا,از کفر من تا دین تو راهی,از کفر من تا دین تو شاعر,از کفر من تا دین,از کفر من تا دین تو راهی بجز,از کفر من تا,از منزل کفر تا به دین, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 23:23

آدم که نباید احساساتی باشه..اینکه شام غریبان بری مسجد و یه جانماز برداری و خیلی اتفاقی یه تسبیح آبی,شبیه همون تسبیح تو جانماز باشه که نشد دلیل برای تو فاطمه جانم! اینکه چند دقیقه قبل اینکه شهید مدافع حرم رو بیارن تو خانما و تو دست نفر بغلیتو گرفتی که زیر تابوت رو بگیرید و شهید رو بیارید داخل, دستت بخوره به تسبیحی که دور دستش پیچیده, شبیه همون تسبیح, که نشد منطق دخترجان.. این که بشینی برای خودت هزار و یک دلیل الکی بیاری و خواب های عجیب غریب ببینی که نشد حجت برای تو این که همه ی این حرف ها رو از سر حیا بهش نمیگی و نمیزاری که بفهمه باعث نمیشه خدا بهت نگاه کنه وادامه مطلب

برچسب: ما خرابیم چو صفر,ما خرابیم چو صفر اندر حسابیم,عشق ما را خراب خواهد کرد, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 20:23

واقعا در به در یه نشونه ام ازت.

با هر اتفاقی میلرزم به خودم.

داره جونم تموم میشه

داره صبرم تموم میشه

نشونه درست و درمون میخوام ازت.لطفا.

برچسب: مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 19:07

دل تنگی

نگرانی

خستگی

نا امیدی

حسرت

سردرگمی

امید

خوشحالی

بی خبری

صبر

آشوب

آرامش

انتظار

بلاتکلیفی

+ هر کدومش یه لجظه ی من رو توصیف میکنه.

++ کدومش تو رو توصیف میکنه؟ آرامش؟خوشحالی؟ امیدوارم که اینجوری باشه..

+++ پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار! جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

برچسب: ما بی تو خرابیم تو بی ما چونی,ما بی تو خرابیم,مابی تو خرابیم توبی ما چونی؟, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 12:01

چند روز دیگه بیست و دو سالگی م کامل میشه اونوقت یه هفته ست نصف شب ها از خواب میپرم و بالش و پتومو جمع میکنم میرم اتاق مامان بابام میخوام! واقعا چرا من باید چنین خواب هایی ببینم؟چرا هرروز صبح که بلند میشم انقدر تو خواب جیغ زدم صدام گرفته و سمت چپ بدنم کاملا بی حسه؟واقعا نمیدونم داره چه بلایی سرم میاد..کاش میشد به مادرم بگم این حال ِ عجیبم به خاطر فشار درس و سختی ترجمه کتاب 800 صفحه ای لاتین نیست.. کاش میشد آدرس اینجا رو بدم مادرم که بخونه. + نمیدونه آخرین دلخوشیم رو هم گرفته ازم..نمیدونه..هیچی نمیدونه./ادامه مطلب

برچسب: دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 7:23

مجبورم از دور نگاهت کنم..مجبورم آروم و بی صدا حرفاتو بخونم و بغضمو درسته قورت بدم.مجبورم دور و برت باشم و نذارم که ببینیم. مجبورم نگاه کنم عاشقانه هاتو تو با یکی که من نیستم.

میگن شراب بده..منم قبول دارم..اما این نیاز تخدیری لعنتی تو جون همه ما هست..بعضی وقتا میخوای مست ِ مست باشی..اونقدر که هیچی..هیچی ازین دنیا نفهمی.بی غم ِ بی غم./

برچسب: آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد فریدون مشیری,آنجا ببر مرا که شرابم نمي برد,آنجا ببر مرا که ؛ شرابم نمی برد, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:31

هرشبی که حس میکنم به خدا نزدیک ترم؛هر شبی که حس میکنم خدا محکم تر دستامو میگیره از تو یه نشونی پیدا میشه..میدونی شایدم یه روزی برسه که دیگه نخوامت..این چیزیه که خودمم ازش میترسم..میترسم انقدر صبر کنم که آخرش دیگه فراموشت کنم..میترسم ازینکه انقدر ازت بی خبرم.کاش تو هم یه چیزی برام بنویسی.یه خط.بگی بمونم یا برم..خستم شازده..بیا بهم عیدی بده..خبر بده.

برچسب: قسم خوردن به نام معصومین,قسم خوردم به نامردی نامردان,به نامردی قسم,به نامردی قسم نامرد نامردم,قسم به نام عشق برگردید,قسم به نام زهرا,قسم به هرچی مرده پرسپولیسی نامرده,اقا قسم به نام تو,قسم خوردن به نام خدا,قسم خوردن به نام معصومین (علیهم السلام)؛, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 22:50

میخوام به خودم یه فرصت دیگه بدم..

میخوام بدونم دلت با من هست یا نه؟میشه شب عیدی یه نشونه ای به من بدی؟میشه بهم عیدی بدی؟لااقل بی معرفت بگو نمیای.بگو نمیخوای.

برچسب: در غلغله ی جمعی و تنها,در غلغله ی جمعی, نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 8:33

صفحه بندی