چند روز دیگه بیست و دو سالگی م کامل میشه اونوقت یه هفته ست نصف شب ها از خواب میپرم و بالش و پتومو جمع میکنم میرم اتاق مامان بابام میخوام! واقعا چرا من باید چنین خواب هایی ببینم؟چرا هرروز صبح که بلند میشم انقدر تو خواب جیغ زدم صدام گرفته و سمت چپ بدنم کاملا بی حسه؟واقعا نمیدونم داره چه بلایی سرم میاد..کاش میشد به مادرم بگم این حال ِ عجیبم به خاطر فشار درس و سختی ترجمه کتاب 800 صفحه ای لاتین نیست.. کاش میشد آدرس اینجا رو بدم مادرم که بخونه.
+ نمیدونه آخرین دلخوشیم رو هم گرفته ازم..نمیدونه..هیچی نمیدونه./
برچسب: دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من,
نویسنده: یوسف حبیبی
تاريخ: دوشنبه
12 مهر
1395 ساعت: 7:23