بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است

متن مرتبط با «صد و سیما» در سایت بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است نوشته شده است

صد و سی و سه

  • نیلوبلاگ

    xa0 این دردهای عمیق زندگیم یه چیزیُ برام هدیه آورده..اونم اینه ک یاد گرفتم خودم حال بد خودمو خوب کنم.میام اینجا فقط حال بدمو مینویسم میرم.اما اگر نشونی از من میخواید باید بگم اون دختر سرزنده ای که تو خیابون همیشه لبخند رو لبشه منم.اونی که اگر بهش تنه بزنی یا حقشو تو صف تاکسی بگیری فقط نگاهت میکنه و میخنده منم. اونی که در حقش ناعدالتی میشه و دم نمیزنه.دلشُ میشکونن اما خم به ابرو نمیاره منم.نه! من از خودم تعریف نمیکنم..اینا هنر من نیست..اینا اثرات وضعی اون حال بده که انقدر به کسی نگفتم تو جونم حل ...

    ادامه مطلب
  • کمتر از آهو که نیستم،میشه ضامنم بشی؟

  • نیلوبلاگ

    دوسه روزه که همه کارهای وام رو کردم فقط مونده بوددثبت اطلاعات ضامن.گفته بودن باید ضامن بگیرم.. حوالی شش بود که رسیدم خونه.نه فرصت داشتم یکم بخوابم پاشم کارمو انجام بدم نه توان داشتم برم سراغ پروژه م.سجاده مو باز کردم و نشستم.اولش فقط چادرمو کشیدم رو سرم و حرفی نداشتم.بعد نماز مغرب یه دور صلوات فرستادم هدیه به اقا امام حسین به نیت رد مظالم..بغضی که نزدیک بیست و یک روز xa0تو گلوم بود شکست.اشکم روی تسبیح بیشتر بوی تربت رو به مشامم اورد.همون موقع از تو حال بابا کانال تلوزیون رو عوض کرد.اولای صلوات خ...

    ادامه مطلب
  • ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده.گوشه ای از کربلا جا و مکانم بده

  • نیلوبلاگ

    آقا جان !سرت سلامت..من که میمیرم براتون ارباب جان.درد دارم.دردی دارم که نمیدونم ار کجا اومده.نمیدونم این فشار روی قلبم از چیه.نمیدونم اینکه از صبح که پاشدم چرا اسمتون اومده روی لبام و اشک از چشممام بند نمیاد.من نمیدونم چرا پریشونم.اما میدونم درمونش شمایی.درمونش یه گوشه ی چشم شماست ارباب مهربونم.درمونش یه برات کربلاس به امضای حسین ابن علی.....

    ادامه مطلب
  • از کفر من تا دین ِ تو راهی به جز تردید نیست

  • نیلوبلاگ

    میترسم که نیای. میترسم که بیای. میترسم که دیر بیای. میترسم که دیگه نیای. میترسم که همینجوری بمونه همه چی. میترسم.من همیشه از ساختمون های نیمه کاره میترسیدم. میترسم.من همیشه از نیمه رهاکردن میترسم. نیمه کاره رها نکن چیزی رو. جرات کن و تمومش کن. خرابش کن بسازش اما نیمه کاره ولش نکن...

    ادامه مطلب
  • ما را خــراب و زیــر و زبــر میکنی..مَــکن

  • نیلوبلاگ

    آدم که نباید احساساتی باشه..اینکه شام غریبان بری مسجد و یه جانماز برداری و خیلی اتفاقی یه تسبیح آبی,شبیه همون تسبیح تو جانماز باشه که نشد دلیل برای تو فاطمه جانم! اینکه چند دقیقه قبل اینکه شهید مدافع حرم رو بیارن تو خانما و تو دست نفر بغلیتو گرفتی که زیر تابوت رو بگیرید و شهید رو بیارید داخل, دستت بخوره به تسبیحی که دور دستش پیچیده, شبیه همون تسبیح, که نشد منطق دخترجان.. این که بشینی برای خودت هزار و یک دلیل الکی بیاری و خواب های عجیب غریب ببینی که نشد حجت برای تو این که همه ی این حرف ها رو از س...

    ادامه مطلب
  • امشب تولد منه اما تو نیستی..

  • نیلوبلاگ

    بیست و دو سالم شد....

    ادامه مطلب
  • مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

  • نیلوبلاگ

    واقعا در به در یه نشونه ام ازت. با هر اتفاقی میلرزم به خودم. داره جونم تموم میشه داره صبرم تموم میشه نشونه درست و درمون میخوام ازت.لطفا....

    ادامه مطلب
  • ما بی تو خرابیم

  • نیلوبلاگ

    xa0دل تنگی xa0نگرانی xa0خستگی xa0نا امیدی حسرت xa0سردرگمی xa0امید خوشحالی xa0بی خبری صبر آشوب آرامش انتظار بلاتکلیفی + هر کدومش یه لجظه ی من رو توصیف میکنه. ++ کدومش تو رو توصیف میکنه؟ آرامش؟خوشحالی؟ امیدوارم که اینجوری باشه.. +++ پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار! جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو...

    ادامه مطلب
  • دل نخواهم, جان نخواهم, آنِ من کو آنِ من؟

  • نیلوبلاگ

    چند روز دیگه بیست و دو سالگی م کامل میشه اونوقت یه هفته ست نصف شب ها از خواب میپرم و بالش و پتومو جمع میکنم میرم اتاق مامان بابام میخوام! واقعا چرا من باید چنین خواب هایی ببینم؟چرا هرروز صبح که بلند میشم انقدر تو خواب جیغ زدم صدام گرفته و سمت چپ بدنم کاملا بی حسه؟واقعا نمیدونم داره چه بلایی سرم میاد..کاش میشد به مادرم بگم این حال ِ عجیبم به خاطر فشار درس و سختی ترجمه کتاب 800 صفحه ای لاتین نیست.. کاش میشد آدرس اینجا رو بدم مادرم که بخونه.xa0 + نمیدونه آخرین دلخوشیم رو هم گرفته ازم..نمیدونه..هیچی...

    ادامه مطلب
  • قسم به نام مولا

  • نیلوبلاگ

    هرشبی که حس میکنم به خدا نزدیک ترم؛هر شبی که حس میکنم خدا محکم تر دستامو میگیره از تو یه نشونی پیدا میشه..میدونی شایدم یه روزی برسه که دیگه نخوامت..این چیزیه که خودمم ازش میترسم..میترسم انقدر صبر کنم که آخرش دیگه فراموشت کنم..میترسم ازینکه انقدر ازت بی خبرم.کاش تو هم یه چیزی برام بنویسی.یه خط.بگی بمونم یا برم..خستم شازده..بیا بهم عیدی بده..خبر بده....

    ادامه مطلب
  • در غلغله ی جمعی و تنها شده ای باز..آنقدر که در پیرهنت نیز غریبی

  • نیلوبلاگ

    میخوام به خودم یه فرصت دیگه بدم.. میخوام بدونم دلت با من هست یا نه؟میشه شب عیدی یه نشونه ای به من بدی؟میشه بهم عیدی بدی؟لااقل بی معرفت بگو نمیای.بگو نمیخوای....

    ادامه مطلب
  • بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند

  • نیلوبلاگ

    اگر غم بودی اگر شادی بودی تا الان تموم شده بودی..اگر اشک بودی سرازیر و اگر بغض بودی فریاد میشدی..اگر حرف بودی از ته گلوم بیرون میکشیدمت..اگر جگر بودی سوخته بودی ..اگر شمع بودی...اگر شمع بودی..اگر پروانه ت رو میخواستی..اگر ته این خط های موازی..اگر انتها داشتی.. xa0 xa0 xa0 کاش انتها داشتی حس خوب تموم نشدنی آزار دهنده....

    ادامه مطلب
  • بین جماعتی که مرا سنگ میزنند/میبینمت،برای تماشا خوش آمدی

  • نیلوبلاگ

    دست خالی و روسیاهم..افتادم تو خیل آدمایی که با اعتقاد من باچادر من xa0دشمن شدن..گیر کردم بین جماعتی که منو نمیفهمن..منم اونا رو..تا کی من انقدر دست خالی بمونم خدا؟چرا منو گذاشتی رو حالت میوت تا صدامو نشنوی؟من کجا برم اگر منو نخوای؟من درد دارم خدا...چند ساله این درد لعنتی داره میپیچه توی جونم..خدا منم..فاطمه..کسی که از هر خیابونی رد میشه دلش میخواد ماشین بزنتش و بمیره..بس که کم آورده..خب یه نگاهی..یه لبخندی..یه پیامی.. + تو هم که نیستی..تو هم که لعنتی همیشه نیستی.....

    ادامه مطلب
  • کریم کاری به جز جود و کرم نداره..

  • نیلوبلاگ

    عجیب حال و هوام امام حسنی شده...عجیب غربت گرفته منو.. بند بند وجودم از هم پاشیده..مثلا فرضم کن دونه های تسبیح که نخش پوسیده...فرضم کن...یه قاصدک که فوت شده و رفته هوا... + تو رو قسم به جد سادات؛ اگر اینجا رو میبینی بیا...بیا کمکم باش..بیا بشین پای حرفای من....

    ادامه مطلب
  • ما یا کریم بام تو هستیم یاکریم!

  • نیلوبلاگ

    من هیچ وقت گره کور زدن بلد نبودم تو زندگیم..هیچ وقتم نتونستم گره های کور رو باز کنم..همیشه هر وقت بند کفشی، کیسه فریزری چیزی گره داشت میدادم بابام باز کنه.. الانم چهار ساله زندگیم گره کور داره..انقده که بابام xa0هم نمیتونه بازش کنه.. یا امام حسن! پدری کن برام. سه بار کل زندگیتونو بخشیدین..شماها نگاه نمیکنین کی برای بار چندم اومده در خونتون..رحم کنید به این گدا. + اگر بودی.انقدر دستام تنها نبود..انقدر اشک جمع نمیشد تو چشمام....

    ادامه مطلب
  • سر می خم سلامت , اگرم شکست سبویی

  • نیلوبلاگ

    قسم به همون لحظه ای که از روی تخت پا شدم و روبه روی دکتر نشستم, قسم به همون لحظه ایی که مادرم اومد تو اتاق و رنگ از صورتش رفته بود ..از همون لحظه یا یکم بعد ترش که کلمه ی ترسناکش توی سرم پیچیده بود تا همین الان که دارم xa0سعی میکنم چاووشی گوش کنم و حالمو عوض کنم من xa0یه آدم دیگه شدم. یه آدم دیگه که داره توی نت درباره ی اسم ترسناک یه غول سرچ میکنه که بفهممه چجوری میشه شکستش داد؟ چجوری میشه به این اسم گنده غلبه کرد از سین اولش تا نون آخرش رو کند و ریز ریز کرد و انداخت دور. که دیگه طرف هیچکس نیاد....

    ادامه مطلب
  • ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

  • نیلوبلاگ

    دوهفته دیگه وقت دکتر دارم...هر روز که میگذره به زندگی جدی تر نگاه میکنم..ب همه خوبی ها و بدی هاش واقعا دلم میخواد فرصت زندگی داشته باشم..فرصت جبران.فرصت تلاش. کاش بهم وقت اضافه بدی خدا.کاش رحم کنی بهم و زندگی مو یه طور دیگه رقم بزنی.سعی میکنم لیاقتمو تو این دو هفته نشون بدم.....

    ادامه مطلب
  • غربت آن است که با جمعی و جانانت نیست

  • نیلوبلاگ

    از مهر ماه کارشناسی ارشدم شروع میشه و من باید از همون پل هوایی که سالها با دیدنش دلم میلرزید برم دانشگاه.همون مسیر.همون جا. حقیقتا بدجوری گمت کردم....

    ادامه مطلب
  • و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست

  • نیلوبلاگ

    کاش میتونستم بفهممت..کاش میتونستم کمکت باشم..کاش میدونستم دلت کجاست؟ کاش محرم ت بودم..رفیقت بودم...کاش راه تو انتخاب کنی...

    ادامه مطلب