
قسم به همون لحظه ای که از روی تخت پا شدم و روبه روی دکتر نشستم, قسم به همون لحظه ایی که مادرم اومد تو اتاق و رنگ از صورتش رفته بود ..از همون لحظه یا یکم بعد ترش که کلمه ی ترسناکش توی سرم پیچیده بود تا همین الان که دارم xa0سعی میکنم چاووشی گوش کنم و حالمو عوض کنم من xa0یه آدم دیگه شدم. یه آدم دیگه که داره توی نت درباره ی اسم ترسناک یه غول سرچ میکنه که بفهممه چجوری میشه شکستش داد؟ چجوری میشه به این اسم گنده غلبه کرد از سین اولش تا نون آخرش رو کند و ریز ریز کرد و انداخت دور. که دیگه طرف هیچکس نیاد....
ادامه مطلب