بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است

متن مرتبط با «ای که مرا خوانده ای» در سایت بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است نوشته شده است

کمتر از آهو که نیستم،میشه ضامنم بشی؟

  • نیلوبلاگ

    دوسه روزه که همه کارهای وام رو کردم فقط مونده بوددثبت اطلاعات ضامن.گفته بودن باید ضامن بگیرم.. حوالی شش بود که رسیدم خونه.نه فرصت داشتم یکم بخوابم پاشم کارمو انجام بدم نه توان داشتم برم سراغ پروژه م.سجاده مو باز کردم و نشستم.اولش فقط چادرمو کشیدم رو سرم و حرفی نداشتم.بعد نماز مغرب یه دور صلوات فرستادم هدیه به اقا امام حسین به نیت رد مظالم..بغضی که نزدیک بیست و یک روز xa0تو گلوم بود شکست.اشکم روی تسبیح بیشتر بوی تربت رو به مشامم اورد.همون موقع از تو حال بابا کانال تلوزیون رو عوض کرد.اولای صلوات خ...

    ادامه مطلب
  • ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده.گوشه ای از کربلا جا و مکانم بده

  • نیلوبلاگ

    آقا جان !سرت سلامت..من که میمیرم براتون ارباب جان.درد دارم.دردی دارم که نمیدونم ار کجا اومده.نمیدونم این فشار روی قلبم از چیه.نمیدونم اینکه از صبح که پاشدم چرا اسمتون اومده روی لبام و اشک از چشممام بند نمیاد.من نمیدونم چرا پریشونم.اما میدونم درمونش شمایی.درمونش یه گوشه ی چشم شماست ارباب مهربونم.درمونش یه برات کربلاس به امضای حسین ابن علی.....

    ادامه مطلب
  • مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

  • نیلوبلاگ

    واقعا در به در یه نشونه ام ازت. با هر اتفاقی میلرزم به خودم. داره جونم تموم میشه داره صبرم تموم میشه نشونه درست و درمون میخوام ازت.لطفا....

    ادامه مطلب
  • آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد..

  • نیلوبلاگ

    مجبورم از دور نگاهت کنم..مجبورم آروم و بی صدا حرفاتو بخونم و بغضمو درسته قورت بدم.مجبورم دور و برت باشم و نذارم که ببینیم. مجبورم نگاه کنم عاشقانه هاتو تو با یکی که من نیستم. میگن شراب بده..منم قبول دارم..اما این نیاز تخدیری لعنتی تو جون همه ما هست..بعضی وقتا میخوای مستxa0ِ مست باشی..اونقدر که هیچی..هیچی ازین دنیا نفهمی.بی غمxa0ِ بی غم./ xa0...

    ادامه مطلب
  • در غلغله ی جمعی و تنها شده ای باز..آنقدر که در پیرهنت نیز غریبی

  • نیلوبلاگ

    میخوام به خودم یه فرصت دیگه بدم.. میخوام بدونم دلت با من هست یا نه؟میشه شب عیدی یه نشونه ای به من بدی؟میشه بهم عیدی بدی؟لااقل بی معرفت بگو نمیای.بگو نمیخوای....

    ادامه مطلب
  • بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند

  • نیلوبلاگ

    اگر غم بودی اگر شادی بودی تا الان تموم شده بودی..اگر اشک بودی سرازیر و اگر بغض بودی فریاد میشدی..اگر حرف بودی از ته گلوم بیرون میکشیدمت..اگر جگر بودی سوخته بودی ..اگر شمع بودی...اگر شمع بودی..اگر پروانه ت رو میخواستی..اگر ته این خط های موازی..اگر انتها داشتی.. xa0 xa0 xa0 کاش انتها داشتی حس خوب تموم نشدنی آزار دهنده....

    ادامه مطلب
  • بین جماعتی که مرا سنگ میزنند/میبینمت،برای تماشا خوش آمدی

  • نیلوبلاگ

    دست خالی و روسیاهم..افتادم تو خیل آدمایی که با اعتقاد من باچادر من xa0دشمن شدن..گیر کردم بین جماعتی که منو نمیفهمن..منم اونا رو..تا کی من انقدر دست خالی بمونم خدا؟چرا منو گذاشتی رو حالت میوت تا صدامو نشنوی؟من کجا برم اگر منو نخوای؟من درد دارم خدا...چند ساله این درد لعنتی داره میپیچه توی جونم..خدا منم..فاطمه..کسی که از هر خیابونی رد میشه دلش میخواد ماشین بزنتش و بمیره..بس که کم آورده..خب یه نگاهی..یه لبخندی..یه پیامی.. + تو هم که نیستی..تو هم که لعنتی همیشه نیستی.....

    ادامه مطلب
  • ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

  • نیلوبلاگ

    دوهفته دیگه وقت دکتر دارم...هر روز که میگذره به زندگی جدی تر نگاه میکنم..ب همه خوبی ها و بدی هاش واقعا دلم میخواد فرصت زندگی داشته باشم..فرصت جبران.فرصت تلاش. کاش بهم وقت اضافه بدی خدا.کاش رحم کنی بهم و زندگی مو یه طور دیگه رقم بزنی.سعی میکنم لیاقتمو تو این دو هفته نشون بدم.....

    ادامه مطلب
  • من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام

  • نیلوبلاگ

    شاید این آخرین تلاش های یک آدم درمونده باشه.امشب گذرم افتاد منیریه..هی چند دفعه خیابون ها رو دور زدم..عین یه مادر که بچه ش رو گم کرده باشه اطرافمو خوب میپاییدم...گفتم شاید تو هم به سرت زد یازده شب از خونه بزنی بیرون و بیای اونجایی که دقیقا من اومده بودم..میبینی شازده؟حماقت تا کجا؟!!! بخند...بیشتر بخند شازده.خندیدنم داره خب...

    ادامه مطلب
  • غربت آن است که با جمعی و جانانت نیست

  • نیلوبلاگ

    از مهر ماه کارشناسی ارشدم شروع میشه و من باید از همون پل هوایی که سالها با دیدنش دلم میلرزید برم دانشگاه.همون مسیر.همون جا. حقیقتا بدجوری گمت کردم....

    ادامه مطلب